مدح و ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
بحمداللَّه پیـمبر دید، روی زیـنب خود را به کف آورده از فیضِ دعایش، مطلب خود را بحال سجدۀ شکر است، هر روزِ و شب خود را نهاده بر لب دردانـۀ زهـرا، لب خود را خدیجه آمده، یا دومین زهـرای پیـغـمـبر تعالیالله، زین دختر که باشد زینتِ حیدر چه مولودی که شد نورش، شعاعِ حضرت طاها سراپای وجودش، غرقِ نورِ مادرش زهرا ز بسکه جلوههای حیدری دارد، گُلِ مولا خـدا نام گـرامـش را نهـاده، زینب کـبرا تشکر از شکوهِ کوهِ صبرِ خویشتن دارد جلالت از حسینِ خود، مهابت از حسن دارد علی ممسوس در ذاتِ خدا و زینبش در او علی عشقِ خداوند است و باشد عشقِ حیدر او علی محبوبِ حق، محبوبۀ ساقیِ کوثر او علی مجذوبِ درگاهِ خدا، مجذوبِ صفدر او چه حُسنِ اشتراکی، در میانِ دختر و باباست حدیثِ عشق و پاکی، در میان دختر و باباست ز رخسارِ حسینِ خود، عجب آئینهای دارد برای حفظِ اسرارَش، به دل گنجینهای دارد و در خاطر، حدیثِ داغِ زخمِ سینهای دارد از آن روز دوشنبه، محنتِ آدینهای دارد ز فرق و پهلوی بشکسته تا لَختِ جگر، وارث جمیعِ انبـیا را او، به میدان خطر وارث حدیثِ قُرب را، زیر و زِبر بشناس با زینب نبی را مرتضی را، بیشتر بشناس با زینب به حق خیرالنسا را، مفتخر بشناس با زینب حسین و مجتبی را، سربهسر بشناس با زینب تمام پنج تن یکجا، خلاصه میشود در او زبان را میکند ذاکر، به هر الله اکبر او ز طوفانِ حوادث، چون رسد اسلام را محنت به تنهایی نگهدارد، بِدوشَش پرچم عزّت علمدارِ ولایت میشود، در وادی غربت ز گودالی که در خون، دست و پا باید زنَد عترت پیامآور ز عاشورا، حرمگستر به هر منزل ز یُمن هِمتی والا، به اُشترهای بیمحمل فصاحت را بلاغت را، به میدانها نگین زینب فقاهت را هدایت را، چراغِ مؤمنین زینب عدالت را رسالت را، سفیر راستین زینب امامت را ولایت را، ز مقتل جانشین زینب به مردانِ جهان، الگوی درک و همت و غیرت زنان را هست، خورشیدِ حیا و عفت و عصمت بجای ناله در گـودال، دارد نعـرۀ تکـبیر به وقت خطبهخوانی، غُرّشی دارد بِسانِ شیر زبانش تیغِ ظالم کُش، بیانش قبضۀ شمشیر کلامِ داغ و حقگویش، کند هر قلب را تسخیر شهیدِ کربلا را جان، زمینِ نینوا را روح کنار ناخدای دین، به کشتیِ نجاتش نوح کند دینِ خدا را یاری و بیند جسارت را پس از هفتاد و دو کشته، رود شامِ اسارت را ببیند با دو چشمِ اشکبارِ خویش، غارت را ز روی ناقه بر نیزه، کند معنا زیارت را بِه زیرِ تـازیـانه میکند، تـفـسـیر قـرآنی که آیاتش کند، از حنجری پاره مسلمانی چه بانویی، علیوار است در دینِ اَباالقاسم جلیله در همه عالَم، عـقیله بر بنیهاشم، سپاهِ رهروانَـش، در مسیر کـربلا عازم قیامش تا قـیامت، پیـشـوازِ حضرت قائم اگر تعجیل میخواهید، در کارِ ظهورِ یار قسم بر زینب کبری دهید او را، به هر گفتار |